بیانیه شماره یک حماسه سازان:
برخی از تصاویر دیده نشده خالق حماسه 15 خرداد 88 را منتشر خواهیم کرد
این بیانیه را برای آنها می نویسم که هنوز عطر خوشبوی حماسه بزرگ خرداد امسال به مشامشان نرسیده است. این را برای آنها می نویسم که هنوز صدای رسای پیام 15 خرداد 88 به گوششان نرسیده است. این را برای آنها می نویسم که هنوز سعادت دیدار آن نابود کننده زشتی ها و پلیدیها، آن خالق تصاویر حیرت انگیز، آن پیچاننده ی امور، آن سزاوار محبت های بی پایان... نصیب شان نگشته است. منتظر باشید تا رخ زیبای او را در این تارک افسانه ای ببینید و در ادامه راهش با ما همنفس گردید.
چند توضیح ضروری پیرامون این بیانیه:
از آنجا که اصولا ما ایرانیها عادت کرده ایم به خلق حماسه های متنوع و متعدد در این مملکت سراسر حماسه، بنده هم شایسته دیدم که آخرین رخداد زندگی ام را که انصافا قضیه شگرف و بزرگی است، «حماسه» بنامم. دلایل این انتخاب، بسیار شخصی هستند و اصولا ضرورتی نسبت به افشای آنها دیده نمی شود!
اما از آنجا که این امکان وجود دارد که ابعاد غیر قابل تصور حماسه ی مذکور برای آحاد مردم دلاور کشورمان درک نگردد، فلذا برخی از مصادیق عینی حماسه مورد اشاره در بیانیه بالا به اختصار به اطلاع عموم می رسد:
اول: خالق حماسه 15 خرداد 88، فرزند قهرمان من و همسرم است که پس از 9 ماه مجاهدت در اندرونی مادرش، به همت سپیدجامگان، دیده به این جهان گشود و موجی از شادی و سرور در محلات این شهر (بطور مشخص؛ محلات آزادشهر، قاسم آباد (شهرک غرب!)، تقی آباد، چهارراه خیام و بویژه گلستان شرقی) به پا کرد که حجم این شعف عمومی، اعلام تعطیلی رسمی این روز از سوی شورای عالی انقلاب فرهنگی را نیز در پی داشت! نام او «آرین» است و ساعت 30/9 صبح آن روز تاریخی آمد.
دوم: تصاویر منتشر نشده این حماسه ساز، همان مجموعه عکس هایی هستند که به لطف فناوری هدیه رفقای وایکینگ خود در فنلاند (و بویژه شرکت معظم نوکیا) از همان ساعات اولیه تشریف فرمایی حضرتش، موفق به ثبت آنها در تلفن همراه خود شدم و چنانچه نرم افزارهای یاور این «همه کاره ی الکترونیکی» دست از ابلاغ پیام خطا بردارند، شما نیز از دیدار آنها حظ کافی و وافی را خواهید برد.
سوم: منظور از عطر خوشبوی حماسه، گلاب به رویتان، همان سیلاب عطرآگینی است که فرزندمان، این روزهاٰ، 6 تا 8 بار در روز، ما را از فیض رؤیت و تعویض آن بهرمند می سازد! حواشی این فرآیند غریب، آشنایی با برند «مای بیبی» و کارکردهای آن بود که در جایی دیگر به داستان ها و تجارب مربوطه اشاره خواهم کرد.
چهارم: صدای رسای پیام 15 خرداد 88، همان جیغ بنفشی است که به ترتیب 12 شب، 30/2، 5 و 15/7 صبح و در اوج سکوت شهر، به گوش عالمیان می رسد و محتوای آن، از سه حال خارج نیست که شرح و بسط آنها بماند برای بیانیه های بعدی. عجالتا، حالت اول آن مرتبط است با بوی عطر اشاره شده در بند قبل!
پنجم و ششم و هفتم و غیره هم متعاقبا به اطلاع عموم خواهد رسید.

لینک ثابت
