منظورت همون «هيته»؟!!

يادداشت قبلي ام به سكانسي از فيلمي اختصاص داشت كه خاطرات سينمايي ده دوازده سال اخيرم را با جذبه اش جادو كرده است. دوست گرانقدري در يكي از كامنت هاي اين يادداشت، عبارتي را نوشته كه برايم خيلي جالب بود: «داداش قضیه این "تخت 30 ثانیه" چیه؟». اين عبارت را سيدعلي طباطبايي، سالها قبل (دقيقا مهر 1379) در يكي از جذاب ترين مقالاتش كه افتخار داشتم آن موقع در نشريه دانشجويي «واژه» منتشرش كنم استفاده كرده بود و اشاره داشت به يكي از معاني ضمني كلمه Heat كه عنوان فيلم محبوبمان نيز به شمار مي رفت. از آنجا كه قضيه ترجمه نام اين فيلم (در كنار نام هاي ديگري همچون Eyes Wide Shut، Face Off، Space Jam و...) به اختلاف سليقه مترجمان مختلف متون سينمايي در كشورمان منجر شد و با برگردان هاي متنوعي مثل مخمصه، التهاب، گرما، حذف، پليس و... علاقمندان اين فيلم را گيج كرد، بازخواني قسمت هاي مربوط به اين فيلم را در مقاله خواندني دوست عزيزم، خالي از لطف نديدم كه در ادامه مي آيد. اين بخش كوتاه كه فاقد نتيجه گيري است، تنها شواهدي را در اختيارتان مي گذارد تا خودتان قضاوت كنيد كه نام لاتين اين شاهكار «مايكل مان» عزيز را به چه واژه اي در زبان مادري مان برگردانيد.
…
فيلم مملو است از اصطلاحات و لغات عاميانه اي كه كلمه Heat در آنها به معاني متنوعي بكار گمارده شده است. براي درمان حس كنجكاوي خودمان هم كه شده، اكثر آن عبارات را از فيلم پياده كرديم تا با بررسي شان به يك نتيجه قابل قبول برسيم... اينها نمونه هايي از اين جملات و ديالوگ ها هستند:
- ابتداي فيلم در رستوران، رابرت دنيرو چنين جمله اي مي گويد:
With the heat we’ve got, you would play world war three… (با اين مخمصه اي توش گير كرديم، مي خواي جنگ جهاني سوم رو راه بيندازي...)
- در صحنه نظاره پليس به سرقت ناقص دنيرو و گروهش، يكي از افسران چنين جمله اي مي گويد:
I’m not gona take the heat because of you… (من حاضر نيستم بخاطر تو، توي دردسر بيفتم...)
- اما در اصلي ترين سكانس فيلم كه در رستوران و با حضور دو كاراكتر اصلي فيلم شكل مي گيرد، دنيرو خطاب به پاچينو مي گويد:
A guy told me one time, don’t let yourself get attached to anything you not willing to walk out on, in less than 30 seconds flat, if you feel the heat coming around the corner… (يكي به من گفته هيچ وقت به چيزي دل نبند كه نتوني تخت سي ثانيه ولش كني، اگه ديدي داره سر و كله پليس پيدا مي شه...)
پاچينو در واكنش به اين حرف دنيرو مي گويد:
So if you spot me comming around that corner, are you just gona walk out on her? (پس يعني اگه يه وقت ديدي داره سر و كله من پيدا ميشه، همينطوري ولش مي كني؟)
جالب اينجاست كه همين ديالوگ در پايان فيلم هم تاويل مي شود و دنيرو كه از هتل شلوغ بيرون آمده و به سمت محبوبش گام بر مي دارد، با ديدن پاچينوي پليس، رهايش مي كند و ترجيح مي دهد كه از سمت ديگري فرار كند. نكته قابل تامل اين حادثه اينجاست كه اگر فاصله ميان ديدن پليس تا گرفتن تصميم براي فرار دنيرو را اندازه بگيريد، در عدد 30 ثانيه متوقف خواهيد شد.

لینک ثابت
