پارادوکسیکالیته!
قبله من
چند روز قبل رسیدیم خدمت فامیل بزرگواری که خانه شان در همسایگی مان است. در میانه های پرسش و پاسخ پیرامون مسایل مختلف سیاسی اقتصادی فرهنگی ورزشی خانوادگی و غیره، ایشان ناگهان پرسشی عقیدتی از بنده انجام دادند؛ به این مضمون: «ان شاء الله که نمازهایتان را به جهت صحیح می خوانید؟» بنده هم عرض کردم که با توجه به راهنمایی همسایه طبقه بالایمان، نماز را اندکی مایل به سمت «چپ» اقامه می کنیم. ایشان فرمودند: «سمت اروپا؟!» (چند علامت تعجب هم از طرف این حقیر اضافه بفرمایید.) با خودم گفتم که عجب تیکه سیاسی ناجوری ایشان به ما انداختند و شرعیات را هم کشاندند به بازی مرگ بر انگلیس این وری ها و مرگ بر روسیه آن وری ها!! جوابهایم را توی دهانم چهل بار چرخاندم و با استعانت به تئوری «کوچه علی چپ»، گفتم: «چطور مگه؟ فکر کنم بنده خدا با قبله نما به این جهت رسیده بود...» که جواب ایشان باز هم مرا میخکوب کرد: «این چند وقتی که به این محل آمده اید، ظاهرا فرصت سر زدن به مسجد را نداشته اید؟» (اوووووپس!!!) دیدم مقاومت کردن چندان فایده ای ندارد، دستهایم را گرفتم بالا و توضیح دادم که در این چند روز بعد از اسباب کشی، چون صدای اذان صبح را در محل نمی شنیده ایم، با خودمان فکر کردیم که نباید مسجدی در نزدیکی هایمان باشد وگرنه حتما سراغی از آن می گرفتیم... که ایشان جوابی دادند بسیار تامل برانگیز: «اگر مسجد را پیدا می کردید، می فهمیدید که همه به سمت استانی می خوانند.»!!! خدای من، نجاتم بده! این دیگر چه جور دیالوگهایی است که ایشان می فرمایند. گفتم: «از کدوم نظر حاج آقا؟» فرمودند: «مگه شما آنتن ندارید؟»...
این رسانه شخصی، مجموعه ای است از چند تک نگاری ساده که تنها با دو هدف مشخص نوشته شده اند: اول؛ جلوگیری از خشک شدن احتمالی نوک قلم نگارنده در کوران عرق ریختن های اجرایی (محترمانه ی همان عملگی سابق!) و دوم؛ ارائه چند پاسخ صحیح به جمیع رفقایی که احوالاتم را در این فضای سایبری جویا می شوند...